تبلیغات
تبلیغات
آخرین ارسال های انجمن
انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
نوشته شده توسط : merry

سلام من يك وبلاگ جديد ساختم كه بيوگرافي تمام هنرمندان رو نوشته براي جست و جوي بيو گرافي به وبلاگ

www.biugrafi.loxblog.com بياييد به ما سر بزنيد

تا بعد باي



:: بازدید از این مطلب : 224
|
امتیاز مطلب : 191
|
تعداد امتیازدهندگان : 49
|
مجموع امتیاز : 49
تاریخ انتشار : | نظرات ()
نوشته شده توسط : merry

سلام اميدوارم حالتون خوب باشه و از وبلاگ ما خوشتون بياد اين لينك بصورت ثابت هست و شما ميتونيد درخواست ها و پيشنهادات و نظرات خود را در اينجا بنويسيد تا در صورت امكان جوابتان را بدم

                                در بهتر شدن وبلاگ ما را ياري كنيد

                                                     با تشكر

                                             مدير وبلاگ:merry

 

توجه:من به يك نويسنده احتياج دارم در صورت تمايل ميتوانيد نويسنده ي وبلاگ شويد



:: بازدید از این مطلب : 285
|
امتیاز مطلب : 123
|
تعداد امتیازدهندگان : 31
|
مجموع امتیاز : 31
تاریخ انتشار : | نظرات ()
نوشته شده توسط : merry

سلام خوفين؟

يك خبر خنده دار

بچه ها مثل اينكه جاستين طرفداراي ديوونه اي داره

به گفته ي جاستين :2 تا دختر به خاطر اينكه من رو ببينن تو سطل زباله قايم شدن و مامور هاي شهرداري متوجه شدن و جلو شونو گرفتند

واي خدا فكر كن دارم از خنده غش ميكنم اخه جا قطع بود تو سطل اشغال



:: بازدید از این مطلب : 222
|
امتیاز مطلب : 172
|
تعداد امتیازدهندگان : 41
|
مجموع امتیاز : 41
تاریخ انتشار : | نظرات ()
نوشته شده توسط : merry

سلام

خوفين؟

خبر رسيده كه جاستين با جاسمين(همون دختره كه تو بيبي باهاش خوند) باهم دوست شدن

نظر بديد خواهش ميكنم



:: بازدید از این مطلب : 216
|
امتیاز مطلب : 214
|
تعداد امتیازدهندگان : 50
|
مجموع امتیاز : 50
تاریخ انتشار : | نظرات ()
نوشته شده توسط : merry

مرد از خدا پرسید:خدایا چرا زن را زیبا افریدی ؟

خدا گفت:چون تو از اون خوشت بیاد

مرد دوباره پرسید:خب پس چرا اینقدر احمق افریدی؟

گفت:واسه اینکه اون از تو خوشش بیاد



:: بازدید از این مطلب : 300
|
امتیاز مطلب : 167
|
تعداد امتیازدهندگان : 43
|
مجموع امتیاز : 43
تاریخ انتشار : | نظرات ()
نوشته شده توسط : merry

مرد ها:

مرد ها مثل مخلوط کنن تو هر خو نه ایی یکی هست ولی معلوم نیست چه فایدهایی دارند

از یک زن و شوهر نمونه پرسیدند شما چه طوری تو این همه سال زندگی خوبی داشتید زن جواب داد:والا من ۵۰ سال پیش روز خواستگاری با همسرم عهد بستم که در مسایل جرئی من و در مسائل مهم همسرم تصمیم بگیرد به قوه ی الهی تو این ۵۰ سال هیچ مسائل مهمی پیش نیامده

زن ها:

یک مرد یزدی به یک فردی گفت:خدا یکی.قران یکی.زن هم یکی یکی یکی

و خداوند زن را افرید تا هیچ مردی به مرگ طبیعی نمیرد

                    سوره ی سکته ایه دق مرگ

یک زنی به همسرش گفت:عزیزم تو زن زیبادوست داری یا یک زن باشعور شوهره میگه:هیچکدوم عزیزم من فقط تو رو دوست دارم

یک زنی از شو هرش میپرسه:عزیزم تو هیکل منو بیشتر برات جالبه یا چهرم شوهره میگه:عزیزم اعتماد به نفست منو کشته



:: بازدید از این مطلب : 243
|
امتیاز مطلب : 144
|
تعداد امتیازدهندگان : 42
|
مجموع امتیاز : 42
تاریخ انتشار : | نظرات ()
نوشته شده توسط : merry

وقتی خداوند زمین را افرید اندکی استراحت نمود

وبعد اسمان را افرید و مقداری استراحت نمود

وبعد دریا را افرید و اندکی استراحت نمود

وبعد مرد را افرید و اندکی استراحت نمود

وبعد زن را افرید و دیگر نتوانست استراحت کند



:: بازدید از این مطلب : 227
|
امتیاز مطلب : 164
|
تعداد امتیازدهندگان : 44
|
مجموع امتیاز : 44
تاریخ انتشار : | نظرات ()
نوشته شده توسط : merry

به نظرم اين مطلب قشنگه به خاطر همين گذاشتم


وقتی خدا زن را آفرید، او تا دیر وقت روز ششم کار می کرد. یکی از فرشتگان نزد خدا آمد و عرض کرد: چرا این همه زمان صرف این مخلوق می کنید. خداوند فرمود : آیا از تمام خصوصیاتی که برای شکل دادنش می خواهم در او  بکار ببرم  اطلاع دارید؟ او باید قابل شستشو باشد، اما نه از جنس پلاستیک، با بیش از دویست قسمت متحرک با قابلیت جایگزینی. او آنها را باید برای تولید انواع غذاها بکار ببرد، او باید قادر باشد چند کودک را همزمان در بغل بگیرد، آغوشش را برای التیام بخشیدن به هر چیزی از یک زانوی زخمی گرفته تا یک قلب شکسته بگشاید. او باید تمام اینکارها را با دو دست خود انجام بدهد.

 

فرشته تحت تأثیر قرار گرفت و گفت : ”فقط با دو دستش... این غیر ممکن است!“ و آیا این یک مدل استاندارد است؟

 

”اینهمه کار برای یک روز ... تا فردا صبر کن و آنوقت او را کامل کن”.  خدا فرمود: اینکار را نخواهم کرد و خیلی زود این موجود را که محبوب دلم است، کامل خواهم کرد. وقتی که ناخوش است، از خودش مراقبت می کند. او می تواند 18 ساعت در روز کار کند.

 

فرشته نزدیکتر آمد و زن را لمس کرد. ”اما ای خدا، او را بسیار لطیف آفریدی “.خداوند فرمود: بله او لطیف است، اما او را قوی نیز ساخته ام. نمی توانی تصور کنی که او چه سختیهایی را می تواند تحمل کند و بر آن فائق شود.

 

فرشته پرسید آیا او می تواند فکر کند؟

 

خداوند پاسخ داد: نه تنها می تواند فکر کند، بلکه می تواند استدلال و بحث کند.

 

فرشته گونه های زن را لمس کرد. ” خدایا، بنظر می رسد این موجود چکه می کند! شما  مسئولیت بسیار زیادی بر دوش او گذاشته ای “.”او چکه نمی کند.... این اشک است“ خداوند گفته فرشته اصلاح کرد...

 

فرشته پرسید ”این اشک به چه کار می آید؟“ و خداوند فرمود: ”اشکها وسیله او برای بیان غم هاو تردیدهایش، عشق اش و تنهایی اش، تحمل رنجها و غرور اش است.“

 

این گفته فرشته را بسیار تحت تأثیر قرار داد و گفت ”خدایا تو نابغه ای. تو فکر همه چیز را کرده ای. زن واقعا موجود شگفت انگیزی است.“

 

آری او واقعاًشگفت انگیز است! زن تواناییهایی دارد که مرد را شگفت زده می کند. او مشکلات را پشت سر می گذارد و مسئولیتهای سنگین را بر دوش می کشد.

 

او شادی، عشق و  اندیشه را با هم دارد. او می خندد هنگامی که احساسی شبیه جیغ کشیدن دارد. او آواز می خواند وقتی احساسی شبیه گریه کردن دارد، گریه می کند وقتی که خوشحال است و می خندد وقتی که ترسیده است. او برای آنچه اعتقاد دارد مبارزه می کند و علیه بی عدالتی می ایستد. وقتی که راه حل بهتری بیابد، برای جواب دادن از کلمه ”نه“ استفاده نمی کند. او خودش را وقف پیشرفت خانواده اش می کند. او دوست پریشان حالش را نزد پزشک می برد.

 

عشق او مطلق و بدون قید و شرط است. وقتی فرزندانش موفق می شوند گریه می کند.  و از اینکه دوستانش روزگار خوشی دارند خوشحال می شود. او از شنیدن خبر تولد و عروسی شاد می شود. وقتی دوستان و نزدیکان او فوت می کنند دلش می شکند. ولی او برای فائق آمدن بر زندگی نیرو می گیرد. او می داند که یک بوسه و یک آغوش می تواند یک دل شکسته را التیام بخشد.

 

او فقط یک اشکال دارد ، و آن اینکه فراموش می کند که او چه ارزشی دارد...

 

این مطلب را برای دوستان مونث خود ارسال کنید تا بدانند تا چه حد آنها خارق العاده هستند. و نیز برای دوستان مذکر خود، آنها گاهی اوقات نیاز به یاد آوری دارند...

این مطلب رو از وب روبا جون گرفتم

ممنون از رویا جون



:: بازدید از این مطلب : 243
|
امتیاز مطلب : 132
|
تعداد امتیازدهندگان : 36
|
مجموع امتیاز : 36
تاریخ انتشار : | نظرات ()
نوشته شده توسط : merry

ايا شما دوست داريد با پتك بزنيد تو سر جاستين؟جاستين بيبر بعد از تموم شدن كنسرتش رفت به يك هتل و بعد از اينكه از هتل اومد بيرون شاد و خندون بود بعد رفت تو ماشينش در ضمن ماشينش پر از ادم هاي خود شيرين و ديوونه بود(اگه شما هم با ادم ديوونه بگردين ديوونه ميشي)

 



:: بازدید از این مطلب : 180
|
امتیاز مطلب : 152
|
تعداد امتیازدهندگان : 39
|
مجموع امتیاز : 39
تاریخ انتشار : | نظرات ()
نوشته شده توسط : merry

سلام

خوفين؟

شما چرا نظر نميدين؟يعني اينقدر وبلاگم بده كه لايق نظر دادن نيست؟من هر خبري از جاستين گيرم بياد براتون ميذارم حداقل اگه وبلاگم خوب نيست نظر بديد بگيد كه من چيكار كنم

ممنون ميشم اگه به وبلاگ ما هم افتخار بدين و يك نظر بديد

تا بعد



:: بازدید از این مطلب : 238
|
امتیاز مطلب : 173
|
تعداد امتیازدهندگان : 48
|
مجموع امتیاز : 48
تاریخ انتشار : | نظرات ()

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد